نـــفـــس پایــــیــــز
شبای بی ستاره
نام دستگاه اندازه گیری فشار چیست ؟ یکی از بچه ها یواشکی پرسید : جوابش چی میشه ؟ و دبیر محترم که در حال پاک کردن تخته بود برگشت مرا چنان نگاه کرد که وحشت کردم. اونم سرش رو با حالت "چی" تکون داد و منم طوری وانمود کردم که من نبودم :دی ولی خب..وقتی برگه رو تحویل دادم معذرت خواهی کردم و گفتم از دهنم پرید پ.ن 1 : قالب سایکو با تموم خوبی ها و به «سلیقه من بودنش» ، یک سری اشکالات و عیب و نقص داشت که منو مجبور به تعویض قالب کرد. وگرنه خیلی دوسش داشتم. (تنوع هم خب لازمه :دی) پ.ن 2 : از تموم دوستانی که منو لینک کردن خواهش می کنم که بی زحمت در لینکدونی وبلاگتون اسم وبلاگ منو از "یادداشت های صورتی" به "نفس پاییز" تغییر بدید...مرسی صورتی رنگ صلح است کنجکاو بودم که او کیست..و من بودم و هزاران علامت سوال و یک حس کوچکی به نام حسادت ! سرم را پایین می انداختم و خودم رو به ندیدن و بی خیالی می زدم...اما نمیشد.... حالا راحت شدم که حس حسادتم رو اینجا و در یک اعتراف نامه کوچک خالی کردم اکنون که 2 هفته گذشته است هنوز هم نمیدانم او کی بود.... پ.ن : بلاخره ، به صورت یواشکی و « دزدانه » و موزیانه آلو ترش ها توسط من خورده شد :دی مگه این مریضی و سرفه ول کن ماست ؟ آنقدر که هنوز بعد از یک هفته در حسرت خوردن آلو ترش های الهام جان موندم ! الو ترش های خوشمزه ایی که تو قسمت پایین یخچال جا خوش کرده اند و منه مریض احوال و ضعیف حق ناخنک زدن هم ندارم...مریضم..تو این یکی دو هفته دوبار بهم سُرُم وصل شد و آخریش همین یک ساعت پیش بود که همراه با شونصدتا آمپول پروتیئنی و ویتامینی و...بود.. دلم هوای ترشی لیته و مخلوط کرده است...تو کف آلو ترش ها موندم و وقتی بهش فکر می کنم از شدت ناراحتی ضعف می کنم !...یاد آنفولانزا می افتم..آن هم از نوع A ...به این بیماری مبتلا گشته ایم آیا ؟ نوچ...مشکوک نمی زنم..یک سرماخوردگی و فشار خون پایین است و بس..3 روز پیش به لطف ترازو داروخانه سرکوچه ، عدد 46 را مشاهده کرده و از لاغری خود ذوق مرگ شدیم:دی خلاااااااااااااصه این سرماخوردگی ایندفعه ما با بقیه سرماخوردگی های گذشته فرق می کنه...هم از لحاظ مدتش ، هم از لحاظ این که سابقه نداشته به خاطرش 2 بار زیر سرم برم و.... این زهرا خانوم این ماه خرج زیادی رو کف دست خانواده گذاشت همچنان که در حسرت خوردن ترشی جات به سر می بره پ.ن : از بارش باران این روزها و نشاط و طراوتش شدیدا خوشحالم و امیدوارم همچنان ادامه و حتی بیشتر باشه.....به امید نفس های تازه ..به امید هوای پاک...! 1- نوشتن آموزش آشپزی در ته دفتر ریاضی
2- حرف زدن و غیبت کردن پشت سر فک و فامیل
3- تعریف و تمجید کردن از شوهر و فرزندان ~~>
4- تبدیل شدن کلاس درس به آرایشگاه = بند انداختن صورت
5- دوا و درمون کردن مریض ها = اینو بخور ، اونو نخور و....
6- آدرس دادن و کوروکی کشیدن مغازه ها و آرایشگرها
7- صحبت در مورد رنگ مو و آرایش
8- غرغر و ایراد گرفتن از معلم ها و بهونه اوردن : شست و شو ، پخت و پز و بچه و شوهر داری !
9- باز شدن سفره دل مادر شوهر ها
10 و هرچیزی غیر از درس و مشق
به خاطر من به خاطر دوست داشتن من اشک در چشمانت جمع شد و احساس کردم در برابر تو هیچم و احساسی که قابل وصف نیست من فقط تونستم احساسم رو با پاک کردن اون اشک و بوسیدنش ، نشان دهم.. دوستت دارم..! ....21 سال پیش (19 مهر 1367) ساعت یه ربع به 12 ظهر ، دختری تپل مپل با وزن 2.750 پا به دنیای خاکی گذاشت و پدربزرگش نامش رو زهرا نهاد که بعدها این نوزاد از این اسم استقبال خوبی نکرد و درصدد تغییر آن بر آمد تولدم مبارک !
از تموم دوستان گلم که در کامنت دونی این وبلاگ تولدم رو تبریک گفتن ، یک دنیا سپاسگذار و ممنونم پ.ن : عدد 7 در پست قبل بسیار اعجاب انگیزه : 1- ارسال اون پست پس از 7 روز 2 - هفت روز باقی مانده به......(البته الان 5 روز مونده) 3- هفت کامنت A : از طنز مسافران به شدت متنفرم ..هیچی جز لوس بازی و مسخره بازی نداره B : سریال دلنوازان قشنگه...از اون پسره بهزاد (شاهرخ استخری ) و سیاوش خیرابی خوشمان می آید :دی C : چه خبر ؟ هنوز 12 روز نگذشته ، امتحانات و درس پرسیدنها شروع شد که .. D : اگه قراره یه چیز خوبی گیرت بیاد فعلا به کسی نگو...اگه بگی ممکنه کنسل بشه و به دست نیاریش..درست مثل اون گوشی N81 که قرار بود بیاد تو دست من کم شانس ! C : هفت روز دیگه به...........باقیست !
و من همون موقع جواب رو نوشتم : بارومتر
و من بدون اینکه بدونم صدام بلنده و کمی ولوم رو بیارم پایین ، جواب رو بلند گفتم
انسان هایی که عاشق رنگ صورتی هستند یا اشخاص
سعادتمند و خوشبختی هستند و یا در آرزوی این وضعیت به سر می برند. ایشان
همیشه چهره ای خندان برای تمامی موقعیت ها ترسیم می کنند. البته این چهره
خندان و این لبخند دائمی اگر با وضعیت سعادتمند ایشان جفت نشود چندان هم
دائمی نخواهد بود.
صورتی ها حقیقتا عاشق دیگرانند و همواره سعی می
کنند بهترین ها را در وجود اشخاص ببینند. اگر آنها چیز خوبی را در یک
انسان پیدا نکنند با بهره گیری از ذهن خود تصویری مناسب تر ترسیم می کنند.
اینگونه
اشخاص آرام آرام راه حل برخورد با مشکلات را فرا گرفته و سپس بر پایه
باورهای خود عمل می کنند. این شیوه عمل مبتنی بر تحقیق ممکن است آنها را
در نگاه دیگران آهسته جلوه دهد اما واقعیت این است که ایشان هر چیزی هستند
بجز کند و آهسته.
صورتی ها همواره شاداب و درخشان به نظر می رسند
آنها دنیا را از طریق عینک صورتی می بینند حقیقت این است که چه خوب می شد
همه انسان ها گه گاهی از این عینک استفاده نمایند.
آنها انسان های
خجالتی ، هوشمند و سخت کوشی هستند که با ترس اندکی که از حرکت سریع دارند
ترجیح می دهند تا بخشی از یک جریان بزرگ به حساب آیند.
صورتی ها
همیشه مراقب آنچه می گویند هستند چرا که آنها همواره رنجیده شدن دیگران را
در نظر داشته و همیشه سعی می کنند دیگران را خوشحال کنند.
اگر چه
یک صورتی هیچگاه با صدای بلند نمی خندد اما دیگران شوخ طبعی آنها را تحسین
می کنند. البته هستند انسان هایی که ایشان را تا اندازه ای خشک و نچندان
شوخ طبع می دانند.
منبع : fal4u.com




کاملا درست بود 



سالها
از آن ماجرا گذشت و دختر جوان شوهر کرد و به شهر دیگر رفت. اما پدرش که پیر
شده بود ، هر وقت دلش برای دخترش تنگ می شد ، به سراغ جعبه کادو می رفت و
چند بوسه از داخلش بر می داشت.
![]()

![]()

![]()
| Design By : Night Skin |

