تبليغاتX
نـــفـــس پایــــیــــز

شبای بی ستاره

داغ کن - کلوب دات کام

هرز نكن ثانيه هاي قفس را ،

شتاب كن !
ناب ترين لحظه من كه بسي خوشايندتر از پرواز است،
روياي پرواز با تو است ... !
بيا در رويا غرق شويم

 

+ تاريخ یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 2:16 نويسنده زهرا Pink |
داغ کن - کلوب دات کام
يك بار از جلوي دريا رد شدي و يك عمر است كه امواجش براي بوسيدن جاي پاي تو مي آيند و مي روند
+ تاريخ شنبه سی ام تیر 1386ساعت 20:34 نويسنده زهرا Pink |
داغ کن - کلوب دات کام

نشد یک لحظه از یادت جدا دل

                             زهی دل آفرین دل مرحبا دل

ز دستش یک دم آسایش ندارم

                           نمی دانم چه باید کرد با دل

هزاران بار منعش کردم از عشق

                             مگر برگشت از راه خطا دل

به چشمانت مرا دل مبتلا کرد

                             فلاکت دل مصیبت دل بلا دل

از این دل داد من بستان خدایا

                              ز دستش تا به کی گویم خدا دل

 درون سینه آهی هم ندارد             

                                  ستمکش دل پریشان دل گدا دل

به تاری گردنش را بسته زلفت

                                 فقیر و عاجز و بی دست و پا دل

بشد خاک زکویت بر نخیزد

                                  زهی ثابت قدم دل با وفا دل

+ تاريخ جمعه بیست و نهم تیر 1386ساعت 1:48 نويسنده زهرا Pink |
داغ کن - کلوب دات کام
نگاه مرد مسافر به روی میز افتاد:

« چه سیب های قشنگی !

حیات تشنه تنهایی است »

و میزبان پرسید :

قشنگ یعنی چه ؟

- قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال

---------------------------------------------

- چرا گرفته دلت ٬ مثل آنکه تنهایی

- چقدر هم تنها !

- خیال می کنم

دچار آن  رگ پنهان رنگ ها هستی

 - دچار یعنی

عاشق

- و فکر کن که چه تنهاست

اگر که ماهی کوچک دچار آبی دریای بیکران باشد

- چه فکر نازک غمناکی !

+ تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 1:12 نويسنده زهرا Pink |
داغ کن - کلوب دات کام
نگاه ساکت باران به روی صورتم دزدانه می لغزد

ولی یاران نمی دانند که من دریایی از دردم

به ظاهر گرچه می خندم

ولی اندر سکوتی تلخ می گریم

+ تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 8:36 نويسنده زهرا Pink |
داغ کن - کلوب دات کام
مطمئن باش و برو
ضربه‌ات كاري بود
دل من سخت شكست
و چه زشت
به من و سادگي‌ام خنديدي
به من و عشقي پاك
كه پر از ياد تو بود
و خيالم مي‌گفت تا ابد مال تو بود
تو برو، برو تا راحتتر
تكه‌هاي دل خود را آرام سر هم بند زنم

-------------------------------------------------------------

مزاحم شما شدم
                      می‌دانم.
تنها چراغ را روشن می‌کنم،
گلها را در گلدان می‌گذارم،
پنجره را باز می‌کنم،
                           و بعد می‌روم

 

+ تاريخ سه شنبه بیست و ششم تیر 1386ساعت 0:48 نويسنده زهرا Pink |
داغ کن - کلوب دات کام

چرا از من گذشتی خیلی ساده

تو که دونستی دختر پیاده

جوونیشو پی عشق تو داده

شنیدم گفتی از عاشقی سیرم

نگفتی با خودت یه وقت بمیرم

حالا حق دلو از کی بگیرم

چرا از من گذشتی بی تفاوت

نه انگار عشقی بود نه روزگاری

نه پاییز و زمستون نه بهاری

چه طور دلت اومد تنهام بذاری

 

+ تاريخ دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 4:41 نويسنده زهرا Pink |
داغ کن - کلوب دات کام
اين روزا عادت همه رفتن و دل شكستنه

 درد تموم عاشقا پاي كسي نشستنه

 اين روزا مشق بچه ها يه صفحه آشفتگيه

 گرداي رو آينه فقط غم زندگيه

 اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه

 مشكل بي ستاره ها يه كم ستاره چيدنه

 

 

+ تاريخ دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 3:49 نويسنده زهرا Pink |
داغ کن - کلوب دات کام

اگر مسافریم با هم
اگر تنهاییم
باز هم عاشقیم
باز هم برای دفتر شعر و کتاب
احترامی قایلیم
اگر گل سرخ نیست
قایق کاغذی که هست
گل کاغذی هم زیباست
اگر گرفتارچشمهای شبیم
باز منتظربوسیدن قطره های شبنمیم
اگر یادگاری داریم از گل سرخ
بگذاریم لای دفتری
گل کاغذی هم خوشبوست
اگر هوا سرد است
باران را که دوست داریم
آسمان که مهتابیست
اگر رها شده ایم در برف
آدم برفی قلب گرمی دارد
اشکهایش حضور پر دردی دارند؛
تنها کافیست عاشق شویم؛بگوییم:
«دوستت دارم».

 

+ تاريخ یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386ساعت 2:37 نويسنده زهرا Pink |
داغ کن - کلوب دات کام
دلم می خواد قلبم رو ازتو سینه دربیارم و با چاقو تیکه تیکه اش کنم تا اینقدر بیخودی و بی جهت عاشق هر کسی نشه !

دلم می خواد به جای دل تو سینه سنگ بذارم تا اینقدر احساساتی نباشم ...دلم می خواد احساس را گم کنم

همین !

فقط از خدا می خوام

یا منو از روی زمین بر داره یا عشق رو

 

+ تاريخ جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 4:54 نويسنده زهرا Pink |
داغ کن - کلوب دات کام
صبح = صبحونه

ظهر= ناهار

عصر= عصرونه

شب = شام

دوباره

صبح = صبحونه

..................

دیگه خسته شدم از این همه تکرار

+ تاريخ جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 2:17 نويسنده زهرا Pink |
داغ کن - کلوب دات کام
 

 

شما ای خاطرات کهنه و پوسیده و درهم زمن چه امشب چه می خواهید ؟

زمن امشب که می میرم یکه و تنها چه می خواهید ؟

برای مردنم کسی را خبر نسازید

نمی خوام پدر برهم زند چشمان بازم را

نمی خوام ببیند مادرم سختی جان کندنم را !

نامه ای نوشته ام که گر افتد به دست خواهرم

از دل کشد آهی

و گز افتد به دست دلبرم اشکش فرو ریزد

بدینسان نامه ام :

سلام مادر سلام ای نازنین ای مهربان ای بهترین مادر

دگر در دفترم شعر جدیدی را

                                   نخواهی دید نخواهی خواند

دگر در آلبومم عکس جدید را

                                    نخواهی دید

دگر هر شب در را به رویم باز نخواهی کرد

دگر از من نمی پرسی کجا بودی در این ظلمت ؟

چه می کردی ؟ چه می خواهی ؟

مادر اگر زوی رفیق مهربانی آمد سراغ من

بگو : فرزندم به ناکامی جان سپرد

و تا آخرین لحظه عمر به سختی سخن می گفت :

                   خداحافظ عزیزانم

                                          خداحافظ رفیقانم

 

+ تاريخ پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 19:3 نويسنده زهرا Pink |
داغ کن - کلوب دات کام
ما که رفتیم بعد ما می دونی که دوستت داره ! 
+ تاريخ پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 2:17 نويسنده زهرا Pink |
داغ کن - کلوب دات کام
تو به احساس غرور من امثال خودم می مانی

فقر احساس تو را می فهمم

ذهن من در پی یک واژه بی مانند است و تو را می یابد

انتخاب خوبیست !

هیچ کس مرا ٬ شعر مرا ٬

هیچ کس قدرت ادراک مرا تا به اندازه تو خرد نکرد

و تو بی مانندی !

+ تاريخ چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 1:55 نويسنده زهرا Pink |
داغ کن - کلوب دات کام
امشب اندوه من

براي توست ...

نه براي آسمان كه پر هياهو بر شانه هاي زمين مي گريد ...

و نه براي باد

كه چون حيواني شكار شده

در باران مي نالد ...

اندوه من تنها براي توست ...

تنها براي تو ...
+ تاريخ سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 1:58 نويسنده زهرا Pink |
داغ کن - کلوب دات کام
به سر پوش زمین بنگر

هزاران نقطه سوسو می زند اما

اگر آن کهکشان از هم بپاشد بر زمین ریزد

تو باور کن که یک قطره از آن باران رحمت زا

به روی کلبه چوبین من

هرگز نمی رقصد ٬ نمی غلتد

و اما

اگر یک تیر به زهر آلود

در شامی سیاه و تار

ناگه از کمان خود جدا گردد

بسان مرغکی از کوچ برگشته

به سوی سینه ام آید

و حتی پیش از آنکه من به خود آیم

درون سینه ام نالد :

که ای عاشق

                  آغوش قلبت روی من بگشا

                                   که من از مردم خوشبخت می ترسم .

+ تاريخ سه شنبه نوزدهم تیر 1386ساعت 0:16 نويسنده زهرا Pink |
داغ کن - کلوب دات کام
هركي اومد تو زندگيم مي بردمش تا آسمون
يه روز مي شد رفيق راه فردا واسم بلاي جون
نمي شه قلب عاشقو به دست هركسي سپرد
نمي دونم بد مي اورد يا چوب سادگيشو خورد
هرچي كه به سرم اومد تقصر هيچ كسي نبود
هرچي كه بود پاي خودم قصه هاي كسي نبود
هيچ كسي عاشقم نشد هيشكي سراغم نيومد
جواب كاره خودمه هرچي بلا سرم اومد
+ تاريخ یکشنبه هفدهم تیر 1386ساعت 1:15 نويسنده زهرا Pink |
داغ کن - کلوب دات کام
آسمون کی پر ستاره اس ؟

کی همه ی ستاره ها رو تو آسمون خودش جمع کرده ؟

کی ستاره های درخشان و پر رنگ و پر نور رو واسه خودش برداشته ؟

که اینقدر آسمون من بی ستاره و خالیه

 و یه دونه ستاره  ٬ حتی کم نور هم توش پیدا نمی شه !

کی آسمون منو به این روز انداخته !

کدوم نفرینی باعث شد شبای من بی ستاره بشن ؟

دلم گرفته از این شبای بی نور و تاریک

دلم گرفته از این همه سوت و کور !

 

+ تاريخ شنبه شانزدهم تیر 1386ساعت 1:35 نويسنده زهرا Pink |
داغ کن - کلوب دات کام

 مادر عزیزم روزت مبارک

 

+ تاريخ پنجشنبه چهاردهم تیر 1386ساعت 11:55 نويسنده زهرا Pink |
داغ کن - کلوب دات کام
سهم من ازتو شايد همان ستاره اي بود كه چون نگاهم كردي به زمين افتاد
+ تاريخ دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 22:43 نويسنده زهرا Pink |
داغ کن - کلوب دات کام

باز باران بی ترانه

گریه هایم عاشقانه

می خورد بر سقف قلبم باورت شاید نباشد

مرده است قلبم ز دستت

 فکر آن که با تو بودم

با تو بودم شاد بودم

در دشت آن نگاهت کم شدن در خاطراتت

 

+ تاريخ شنبه نهم تیر 1386ساعت 1:24 نويسنده زهرا Pink |
داغ کن - کلوب دات کام

دفتر عشق من و تو سه خط بود

در اولین خط من از تو نوشتم

در دومین خط تو از من نوشتی

 و در سومین خط

جدایی از ما نوشت 

 

 

نویسنده : خودم

+ تاريخ پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 1:14 نويسنده زهرا Pink |
داغ کن - کلوب دات کام
چرخ یک گاریچی در حسرت واماندن اسب

اسب در حسرت خوابیدن گاریچی

مرد گاریچی در حسرت مرگ

+ تاريخ چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 21:9 نويسنده زهرا Pink |
داغ کن - کلوب دات کام
تقدیم به عزیز از دست رفته : « مهستی »            

و گنجشکی که  هر روز از کنار پنجره با مهربانی دانه بر می داشت تمام بالهایش غرق در اندوه غربت شد. و بعد از رفتنت ٬ امروز چشمهای آسمان گریان بود. و بعد از رفتنت دریاچه بغضی کرد .

هنوز هم رفتنت را باور نکرده ام و نمی توانم باور کنم

فراموشت نمی کنیم ای بانوی آواز

ای بانوی عشق

ای بانوی ترانه

+ تاريخ چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 2:52 نويسنده زهرا Pink |
داغ کن - کلوب دات کام
درگذشت بانوی آواز ایران « مهستی» را به جامعه موسیقی و تمام طرفدارهای مهستی تسلیت می گم

. مهستی تا وقتی زنده بود کسی به یادش نبود و حالا که نیست همه از رفتن او ناراحت شدند

بودیم و کسی پاس نمی داشت که هستیم

باشد که نباشیم و بدانند که بودیم 

+ تاريخ سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 13:48 نويسنده زهرا Pink |
داغ کن - کلوب دات کام

من ابری بودم سرگردان ، ابری ر شور و لبریز لز زمزمه های باران

بارانی گرم از سوز فراق یاران

ابری بزرگ که هیچکاه نتوانست با یک دنیا باران ، تن گلبرگی خشک را نمدار کند

آری ابری بودم بزرگ، ولی تیره و کبود

رو سیاه مانده ای از گذشته های دور

خاکستری به جا مانده از آتش جفای یاران

بزرگ شده ای به دست بازیهای آسمان

و سرگردان به دست طوفان تقدیر

نه از صدای رعد و برقم کسی لرزید

 و نه از برق تندرم چشمی زده شد

از رطوبت گفتارم خاک سخت ، نرم نشد

و حتی شبنم حرفهایم بر روی گلی ننشست

 

روزی در پاییز تنم ، دلم هوای باریدن کرد

نمی دانستم کجا حرفهایم را ببارم

رفتم و رفتم تا به خانه دل او رسیدم

خانه ای بزرگ و وسیع بود

ولی نمی دانم چرا

با این همه وسعت جایی برای تن سرد و حقیر من نداشت

آری ، آنجا سرای امید بود

و برای من سراسر یاس و نا امیدی جایی وجود نداشت

 

+ تاريخ سه شنبه پنجم تیر 1386ساعت 1:6 نويسنده زهرا Pink |
داغ کن - کلوب دات کام
گلی را که دیروز

به دیدار من ٬ هدیه آوردی ای دوست

دور از رخ تو نازنین تو

                          امروز پژمرد

+ تاريخ یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 21:18 نويسنده زهرا Pink |
داغ کن - کلوب دات کام

فقط دریا دلش آبی تر از من بود

و من از دریا ٬ دلم دریا

فقط این را ندانستم

چرا گشتم چنین تنهاتر از تنها

به هر آبی شدم آتش

به هر آتش شدم آبی

به هر آبی شدم ماهی

به هر ماهی شدم دامی

به هر نامحرمی ساقی

به هر ساقی می باقی

و تو این را ندانستی

چرا گشتم چنین عاصی

چرا مهتاب شد سنگ صبورم

چرا بستند پرهای غرورم

چرا آیینه ها را خاک کردند

مرا از رنگ شب سیراب کردند.

+ تاريخ یکشنبه سوم تیر 1386ساعت 3:9 نويسنده زهرا Pink |
داغ کن - کلوب دات کام
در گذرگاه زمان

خیمه شب بازی دهر

با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد

عشقها می میرند

رنگها رنگ دگر می گیرند

و فقط خاطره هاست

که چه شیرین و چه تلخ

دست نخورده بجا می مانند

 

+ تاريخ جمعه یکم تیر 1386ساعت 1:54 نويسنده زهرا Pink |