از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
رفتم از پيش تو اما عقب سر نگران
ما گذشتيم و گذشت آن چه تو با ما كردي
تو بمان با دگران ٬ واي به حال دگران
می روم تا که به صاحب نظری باز رسم
محرم ما نبود دیده کوته نظران
دل چون آینه اهل صفا می شکنند
ک زخود بی خبرند ٬ این ز خدا بی خبران
گل این باغ به جز حسرت و داغم نفزود
لاله رویا ٬ تو ببخشای به خونین جگران
سهل باشد همه بگذاشتن و بگذشتن
کاین بود عاقبت کار جهان گذران

روی طناب که یک سرش در دست تو بود
بند بازی می کردم
دریافتم که همیشه در عشق
مساله اعتماد بوده است
میان چشم های بسته من و
دست های لرزان تو !
دلم می خواد می خواد بدونم وقتی می میرم کسی برام گریه می کنه ؟ کسی برام مشکی می پوشه ؟ برام مجلس ختم می گیرن ؟ به یاد خوبی های من می مونن و بدی های منو می بخشن ؟
اما من ........
نمی خوام کسی برام گریه کنه !
چون : دلم می خواد اون شخص اون اشک ها رو نگه داره و در لحظات شادی اون اشک ها رو به عنوان اشک شوق بریزه !
نمی خوام کسی برای مشکی بپوشه
چون : می گن مشکی رنگه عشقه ! و من لیاقت هیچ عشقی رو ندارم
نمی خوام مجلس ختم بگیرن
چون : اونجا همه همدیگه رو گریان می بینن و ناراحت میشن ! و من نمی خوام کسی از رفتن من ناراحت بشه !
می خوام که......
وقتی مُردم همه بخندن و شاد باشن
چون : در این دنیا دلم شکست و در اون دنیا کسی نیست که دلم رو بشکنه و ناراحتم کنه !
همه زرد بپوشن !
چون : می گن زرد رنگه تنفره ! و من می دونم که وقتی زنده بودم خیلی ها از من متنفر بودن !
مجلس شادی بگیرن
چون : دیگه کسی پیششون نیست که اونا رو اذیت کنه ( مخصوصا پدر و مادرم )

مبعت پیامبر اسلام حضرت محمد (ص)
رو به همه ی دوستان
و به شمایی که الان داری این
وبلاگ رو می خونی تبریک می گم
عیدتون مبارک
آرامشی عطا فرما
تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم
آنچه را که می توانم
شهامتی که تغییر دهم
و دانشی که تفاوت این دو را بدانم
! Oh my god
please grant tranquillity to accept whatver
Im not able to chang
morol heroism to chang whatver . Im able and know ledge to recognize
diffrence between them
بنگر که تو چگونه می افتی
چون برگی زرد یا چون سیبی سرخ
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
بس که دیوار دلم کوتاه است هرکه از کوچه تنهایی من می گذرد
به هوای هوسی هم که شده سرکی می کشد و می گذرد
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
خدایا دلتنگی ابرها را به یکدیگر بیشتر کن که وقتی به هم می رسن بیشتر گریه کنند
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
عزیز دوست داشتنی من :
اگر هزار سال بعد از مرگ من گرد و خاکی روی کفش هایت نشست
آن را با عصبانیت و تند خویی پاک نکن زیرا آن ذرات خاک شده وجود من است
که در این دنیا دنبال تو آمده و به احترام تو بر کفش هایت بوسه می زند
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
دریا باش که اگر کسی سنگی به سویت پرتاب کرد سنگ غرق شود نه آن که تو متلاطم شوی
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
زندگی را چون حصاری کهنه می بینم که هرچند دل پسندد راه دل را سخت می بندد
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
چه رسمی در این زندگی هست :
کسی که دوستش داری دوستت نداره
کسی که دوستت داره تو دوستش نداری
و کسی رو که هم تو دوست داری و هم اون دوستت داره به دست تقدیر هرگز به هم نمی رسید .
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
قانون معرفت می گه :
باهام باشی باهاتم
دیوونه بشی دیوونه می شم
مریض بشی مریض می شم
بمیری می میرم
تنهام بذاری منتظرت می مونم
-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-
شیشه دل راشکستن احتیاجش سنگ نیست
این شقایق با نگاهی سرد پرپر می شود
وبلاگ مشکی من از غم نیست
پست های ارسالی من کم نیست
من واسه خودم یه قانونی دارم
هرکی که نظر نده آدم نیست ![]()
![]()
به جای سیل اشکی که فردا بر سر مزارم نثار میکنی امروز با تبسمی شادم کن
به جای متن های تسلیت گونه که فردا در روزنامه می نویسی امروز با پیامی کوچک یادم کن
من امروز به تو احتیاج دارم نه فردا !
دیگه مثل گذشته اینقدر شعر نمی نویسم...موضوعات دیگه هم به وبلاگ اضافه می شه..البته شعر هم می نویسم ها اما نه در این حد
در طرز نوشتن هم (اندازه فونته و رنگ هاا ) کمی تغییرات ایجاد میکنم
پس از این به بعد هر مطلب خوب و خواندنی و مفید که دیدم در اینجا می نویسم !
منتظر تغییر و تحولات این وبلاگ باشید
وقت بذاری کتاب ها رو مطالعه کنی بهترین و زیباترین شعر رو انتخاب کنی و تایپ کنی و آخرش هیچ ! باید تعداد نظرات اینقدر باشه ؟ شما هم بودید ناراحت نمی شدید ! یه عده میان وبلاگ رو نگاه میکنن و میرن بدون اینکه نظری بدن ! خودم در قسمت خلاصه آمار سایت دیدم که تعداد افراد آن لاین ۵ نفره ولی از بین اون ۵ نفر فقط یک نفر نظر داده !
این طور که معلومه دیگه کسی به وبلاگ های شعر علاقه ایی نداره ! انگار حتما باید چرت و پرت بنویسم یا عکسای مختلف و یا برنامه و.....واسه دانلود بذارم که چند نفری نظر بدن !
واقعا نا امید می شم وقتی می بینم ۳ ماهه دارم وبلاگ رو اداره می کنم ولی اینقدر تعداد نظرات کمه ! وقتی وبلاگهایی رو می بینم که کامنت دونی هاشون بالای ۱۰۰ تا نظر داره حسرت می خورم
خودتون بگید مگه وبلاگ من چه کم و کسری داره ؟ چرا کسی از وبلاگ های شعر استقبال نمی کنه ؟
دلم نمی خواد وبلاگ رو حذف کنم چون براش وقت گذاشتم...برای هر پستی وقت گذاشتم تا بهترین مطلب رو بنویسم !
اما افسوس
دیگه امیدی ندارم که وبلاگ منم پر بیننده بشه !
از اینکه لینک باکس و بنر و....تو وبلاگ بذارم بدم میاد چون شکل وبلاگ رو زشت می کنه ! ولی تبادل لینک می کنم !
یه جورایی هم تبادل لینک بی فایده س ! هیچ تاثیری در افزایش بازدید نداره چون هیچ کس به لیست لینکهایی که در یک وبلاگ قرار داره نگاهی نمیندازه !
اگه قرار باشه کسی نظر نده پس همون بهتر که من نظر دهی رو غیر فعال کنم و واسه عمه ام شعر بنویسم !
یک روز
و شاید
یک شب
یک جا
در یک مکان
یک گوشه
بی سر و صدا
آرام
خیلی غمناک
برای تو بسوزم
نویسنده : خودم
و می گفتم به خود
او یک شب آنجا دیده خواهد شد
من او را پیش از این هرگز ندیده
نام او را نیز نشنیده
ولی انگار با هم روزگاری آشنا بودیم
نمی دانم کجا بودیم
که من در نیلی چشمان او
در کبود شعر من زمانها آشنا بودیم
شبی آمد ولیکن دیر وقت آمد
نه فانوسی ٬ نه مهتابی
هوا بس تیره بود و دامن دریاچه پر طوفان
سوار قایقی گشتیم و بر خیزابها رفتیم تا دیری
ولی دردا چه تقدیری
من او را باز نشناختم زیرا
که شب تاریک بود و موج نیرومند
از آن سو قصه ی تلخی است
ای افسوس ٬ ای اندوه
او را موجها بردند
و اینک هر سحر در قلب من ٬ نیلوفری نمناک می روید....
فروم دوستانه
عاشقانه های من
پروفایل من در بلاگفا
Twitterمن در
شانتال
يه كلام حرف چرته
وبلاگ اختصاصي بابك
جزيره زير آب
اتوبان
نيما كليك
دختر روياها
شباهنگ
ملکه آسمان
حکایت دل
دخترونه
دانلود تم و والپیپر برای موبایل
پارمیس پوریا
دختری با اسانس پاستیل
خاطرات سوسک یتیم
پسرک خبیث
توت فرنگی سرگردون
قالبهای مژگان
یه فنجون قهوه با طعم تمشک
my heart smile
بادبادک
بانی
در جستجوی سعادت
حرفهای یک تازه عروس
او از زیر ظرف شویی می آید!
رویای بارانی
چرندیات یه دختر سر و ته
ღ♥♥EnD oF lOvE♥♥ღ
خاطرات امیر
دخملونه(یواشکی های صورتی)