تبليغاتX
یادداشت های صورتی
يادداشت هاي صورتي
شباي بي ستاره
دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386

+ نوشته شده در 13:2 توسط زهرا Pink.
شنبه بیست و هفتم مرداد 1386

از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران

                                                  رفتم از پيش تو اما عقب سر نگران        

ما گذشتيم و گذشت آن چه تو با ما كردي


                                                   تو بمان با دگران ٬ واي به حال دگران

می روم تا که به صاحب نظری باز رسم

                                                 محرم ما نبود دیده کوته  نظران

دل چون آینه اهل صفا می شکنند

                                              ک زخود بی خبرند ٬ این ز خدا بی خبران

گل این باغ به جز حسرت و  داغم نفزود

                                               لاله رویا ٬ تو ببخشای به خونین جگران

سهل باشد همه بگذاشتن و بگذشتن

                                                  کاین بود عاقبت کار جهان گذران

+ نوشته شده در 16:44 توسط زهرا Pink.
دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386
آن گاه که چشم بسته  

روی طناب که یک سرش در دست تو بود

بند بازی می کردم

دریافتم که همیشه در عشق

مساله اعتماد بوده است

میان چشم های بسته من و

دست های لرزان تو !

 

 

 

+ نوشته شده در 3:26 توسط زهرا Pink.
شنبه بیستم مرداد 1386
گاهی احساس می کنم وقتی می میرم چی می شه ! دلم می خواد حس بعد از مرگم رو احساس کنم (امیدوارم درک کنید چی می گم ) و الان هم که حرف از مرگ زدم صدای اذان به گوشم رسید !

دلم می خواد می خواد بدونم وقتی می میرم کسی برام گریه می کنه ؟ کسی برام مشکی می پوشه ؟ برام مجلس ختم می گیرن ؟ به یاد خوبی های من می مونن و بدی های منو می بخشن ؟

اما من ........

نمی خوام کسی برام گریه کنه !

چون : دلم می خواد اون شخص اون اشک ها رو نگه داره و در لحظات شادی اون اشک ها رو به عنوان اشک شوق بریزه !

نمی خوام کسی برای مشکی بپوشه

چون : می گن مشکی رنگه عشقه ! و من لیاقت هیچ عشقی رو ندارم

نمی خوام مجلس ختم بگیرن

چون : اونجا همه  همدیگه رو گریان می بینن و ناراحت میشن ! و من نمی خوام کسی از رفتن من ناراحت بشه !

 

می خوام که......

 وقتی مُردم همه بخندن و شاد باشن

چون : در این  دنیا دلم شکست و در اون دنیا کسی نیست که دلم رو بشکنه و ناراحتم کنه !

همه زرد بپوشن !

چون :  می گن زرد رنگه تنفره ! و من می دونم که وقتی زنده بودم خیلی ها از من متنفر بودن !

مجلس شادی بگیرن

چون : دیگه کسی پیششون نیست که اونا رو اذیت کنه ( مخصوصا پدر و مادرم )

 

+ نوشته شده در 4:24 توسط زهرا Pink.
جمعه نوزدهم مرداد 1386

مبعت پیامبر اسلام  حضرت محمد (ص)

 رو به همه ی دوستان

 و به شمایی که الان داری این

 وبلاگ رو می خونی تبریک می گم

 

عیدتون مبارک

 

+ نوشته شده در 22:37 توسط زهرا Pink.
جمعه نوزدهم مرداد 1386
خداوندا

آرامشی عطا فرما

تا بپذیرم آنچه را که نمی توانم تغییر دهم

آنچه را که می توانم

شهامتی که تغییر دهم

و دانشی که تفاوت این دو را بدانم

 ! Oh my god

please grant tranquillity to accept whatver

Im not able to chang

morol heroism to chang whatver .  Im able and know ledge to recognize

diffrence between them

 

+ نوشته شده در 3:32 توسط زهرا Pink.
چهارشنبه هفدهم مرداد 1386

 

+ نوشته شده در 1:26 توسط زهرا Pink.
سه شنبه شانزدهم مرداد 1386
برگ در انتهای زوال می افتد و میوه  درانتهای کمال

بنگر که تو چگونه می افتی

چون برگی زرد یا چون سیبی سرخ

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

بس که دیوار دلم کوتاه است هرکه از کوچه تنهایی من می گذرد

 به هوای هوسی هم که شده سرکی می کشد و می گذرد

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

خدایا دلتنگی ابرها را به یکدیگر بیشتر کن که وقتی به هم می رسن بیشتر گریه کنند

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

عزیز دوست داشتنی من :

اگر هزار سال بعد از مرگ من گرد و خاکی روی کفش هایت نشست

آن را با عصبانیت و تند خویی پاک نکن زیرا آن ذرات خاک شده وجود من است

که در این دنیا دنبال تو آمده و به احترام تو بر کفش هایت بوسه می زند

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

دریا باش که اگر کسی سنگی به سویت پرتاب کرد سنگ غرق شود نه آن که تو متلاطم شوی

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

زندگی را چون حصاری کهنه می بینم که هرچند دل پسندد راه دل را سخت می بندد

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

چه رسمی در این زندگی هست :

کسی که دوستش داری دوستت نداره

کسی که دوستت داره تو دوستش نداری

و کسی رو که هم تو دوست داری و هم اون دوستت داره به دست تقدیر هرگز به هم نمی رسید .

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

قانون معرفت می گه :

باهام باشی باهاتم

دیوونه بشی دیوونه می شم

مریض بشی مریض می شم

بمیری  می میرم

تنهام بذاری منتظرت می مونم

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-

شیشه دل راشکستن احتیاجش سنگ نیست

این شقایق با نگاهی سرد پرپر می شود

 

 

+ نوشته شده در 1:9 توسط زهرا Pink.
شنبه سیزدهم مرداد 1386

وبلاگ مشکی من از غم نیست

پست های ارسالی من کم نیست

من واسه خودم یه قانونی دارم

هرکی که نظر نده آدم نیست

+ نوشته شده در 18:31 توسط زهرا Pink.
جمعه دوازدهم مرداد 1386
به جای دسته گلی که فردا بر سر قبرم می گذاری امروز با شاخه گلی کوچک یادم کن .

به جای سیل اشکی که فردا بر سر مزارم نثار میکنی امروز با تبسمی شادم کن

به جای متن های تسلیت گونه که فردا در روزنامه می نویسی امروز با پیامی کوچک یادم کن

من امروز به تو احتیاج دارم نه فردا !

+ نوشته شده در 22:14 توسط زهرا Pink.
طبق نظراتی که دوستان نسبت به پست قبلی من دادن  میخوام شیوه و موضع وبلاگ رو عوض کنم . چون دیدم که نظرات اونا همگی درست و منطقی هست  البته خودم هم از این که همش شعر بنویسم خسته شدم...می خوام یکم تنوع بدم

دیگه مثل گذشته اینقدر شعر نمی نویسم...موضوعات دیگه هم به وبلاگ اضافه می شه..البته شعر هم می نویسم ها اما نه در این حد

در طرز نوشتن هم (اندازه فونته و رنگ هاا ) کمی تغییرات ایجاد میکنم

پس از این به بعد هر مطلب خوب و خواندنی و مفید که دیدم در اینجا می نویسم !

 

منتظر تغییر و تحولات این وبلاگ باشید

+ نوشته شده در 14:3 توسط زهرا Pink.
سه شنبه نهم مرداد 1386
نمی دونم علتش چیه که بعد از گذشت سه ماه وبلاگ من باید اینقدر بازدید داشته و تعداد نظراتش کم باشه ! واقعا نا امید کننده نیست ؟

وقت بذاری کتاب ها رو مطالعه کنی بهترین و زیباترین شعر رو انتخاب کنی و تایپ کنی و آخرش هیچ ! باید تعداد نظرات اینقدر باشه ؟ شما هم بودید ناراحت نمی شدید ! یه عده میان وبلاگ رو نگاه میکنن و میرن بدون اینکه نظری بدن ! خودم در قسمت خلاصه آمار سایت دیدم که تعداد افراد آن لاین ۵ نفره ولی از بین اون ۵ نفر فقط یک نفر نظر داده !

این طور که معلومه دیگه کسی به وبلاگ های شعر علاقه ایی نداره ! انگار حتما باید چرت و پرت بنویسم یا عکسای مختلف و یا برنامه و.....واسه دانلود بذارم که چند نفری نظر بدن !

واقعا نا امید می شم وقتی می بینم ۳ ماهه دارم وبلاگ رو اداره می کنم ولی اینقدر تعداد نظرات کمه ! وقتی وبلاگهایی رو می بینم که کامنت دونی هاشون بالای ۱۰۰ تا نظر داره حسرت می خورم

خودتون بگید مگه وبلاگ من چه کم و کسری داره ؟ چرا کسی از وبلاگ های شعر استقبال نمی کنه ؟

دلم نمی خواد وبلاگ رو حذف کنم چون براش وقت گذاشتم...برای هر پستی وقت گذاشتم تا بهترین مطلب رو بنویسم !

اما افسوس

دیگه امیدی ندارم که وبلاگ منم پر بیننده بشه !

از اینکه لینک باکس و بنر و....تو وبلاگ بذارم بدم میاد چون شکل وبلاگ رو زشت می کنه ! ولی تبادل لینک می کنم !

یه جورایی هم تبادل لینک بی فایده س ! هیچ تاثیری در افزایش بازدید نداره چون هیچ کس به لیست لینکهایی که در یک وبلاگ قرار داره نگاهی نمیندازه !

اگه قرار باشه کسی نظر نده پس همون بهتر که من نظر دهی رو غیر فعال کنم و واسه عمه ام شعر بنویسم !

+ نوشته شده در 2:38 توسط زهرا Pink.
سه شنبه نهم مرداد 1386
شاید

        یک روز

و شاید

            یک شب

یک جا

              در یک مکان

 یک گوشه

             بی سر و صدا

آرام

            خیلی غمناک

 

برای تو بسوزم

 

نویسنده : خودم

+ نوشته شده در 2:12 توسط زهرا Pink.
یکشنبه هفتم مرداد 1386
شبانگاهان لب دریاچه می رفتم

و می گفتم به خود

او یک شب آنجا دیده خواهد شد

من او را پیش از این هرگز ندیده

نام او را نیز نشنیده

ولی انگار با هم روزگاری آشنا بودیم

نمی دانم کجا بودیم

که من در نیلی چشمان او

در کبود شعر من زمانها آشنا بودیم

شبی آمد ولیکن دیر وقت آمد

نه فانوسی ٬ نه مهتابی

هوا بس تیره بود و دامن دریاچه پر طوفان

سوار قایقی گشتیم و بر خیزابها رفتیم تا دیری

ولی دردا چه تقدیری

من او را باز نشناختم زیرا

که شب تاریک بود و موج نیرومند

از آن سو قصه ی تلخی است

ای افسوس ٬ ای اندوه

او را موجها بردند

و اینک هر سحر در قلب من ٬ نیلوفری نمناک می روید....

 

+ نوشته شده در 1:13 توسط زهرا Pink.
پنجشنبه چهارم مرداد 1386
چه باد سردی میوزد

درون قلب خالی ام...

وقتی از دلم رفتی

در را باز گذاشتی !
+ نوشته شده در 1:16 توسط زهرا Pink.