نـــفـــس پایــــیــــز
شبای بی ستاره
۱- به وبلاگ ها سر می زنن و عکس ها رو Save میکنن ۲- مطالب وبلاگ دیگران رو برای هم Paste - Copy می کنن 3- از مطالب و عكس هاي وبلاگ دیگران براي به روز كردن وبلاگ خودشون استفاده مي كنن 4- فقط به وبلاگ دوستاشون سر ميزنن 5- وقتي به وبلاگ هاي ديگران سر مي زنن.اصلا نظر نمي دن عاشق و مجنونت شدم، نخونده مهمونت شدم كلي پريشونت شدم، اما بازم نيومدي قهوه فنجونت شدم، شمع تو شمعدونت شدم خاك تو گلدونت شدم، اما بازم نيومدي برف زمستونت شدم، رسوا و حيرونت شدم چِك چِك ناودونت شدم، اما بازم نيومدي آفتاب و بارونت شدم، اشكاي غلطونت شدم عطر گلابدونت شدم، اما بازم نيومدي ماهِ تو ايوونت شدم، خراب و ويرونت شدم گلِ گلستونت شدم، اما بازم نيومدي سه ماه تابستونت شدم، الوند و كارونت شدم دشتاي ايرونت شدم، اما بازم نيومدي دنا و هامونت شدم، نزديكتر از جونت شدم رگت شدم، جونِت شدم، اما بازم نيومدي خادم و دربونت شدم، اسير زندونت شدم گلابِ كاشونت شدم، اما بازم نيومدي يه جوري مديونت شدم، سنگ خيابونت شدم راهي ميدونت شدم، اما بازم نيومدي تو سختي آسونت شدم، تو دردا درمونت شدم ناجي پنهونت شدم، اما بازم نيومدي لباي خندونت شدم، گشنه شدي نونت شدم آبِ فراوونت شدم، اما بازم نيومدي هميشه ممنونت شدم، من نيِ چوپونت شدم آب تو بيابونت شدم، اما بازم نيومدي شعراي ارزونت شدم، عُمري غزلخونت شدم تسليمِ قانونت شدم، اما بازم نيومدي كشته مژگونت شدم، هلاك چشمونت شدم رفتم و قربونت شدم، اما بازم نيومدي و من هم یک سال گنده تر و شاید دیوونه تر شدم شاید تولدم مبارک باشه با سکوت شبها خو گرفته ام ز چراغی مرده سو گرفته ام توی این ثانیه های دلهره ٬ قفس رو به کمین گرفته ام خش خش برگها تو باغ بی صدا مثل کابوسه که وحشت میاره نم نم بارون توی فصل خزون بوی غریبی رو یادم میاره من نمی رفتم به غربت تو فرستادی مرا گر بمیرم در غریبی آه من گیرد ترا بی جهت نمی گردد کسی یار کسی یار بسیار است تا گرم است بازار کسی درست مثل امضای آخر نامه هایت که می گویی خون است ولی طعم آب انار می دهد ! چرا ما این جا هستیم ؟ عشق چگونه صلح را در جهان برقرار کنیم ؟ عشق ما باور نمی کنیم که زندگی ساده است و پاسخ به مشکلات هم می تواند ساده یاشد : عشق . در حقیقت ٬ خشم ٬ غم و درد چه علتی به جز عشق دارد؟ باید بیاموزیم که به خومان و جهان بدون قید و شرط عشق بورزیم غیر ممکن است که لبریز از عشق باشیم و در عین حال از خشونت و یا نفرت رنج ببریم..وقتی می دانیم موجودی زیبا و شگفت انگیز هستیم و دنیا را با همان چشم ها نظاره می کنیم . میتوانیم زیبایی و شگفتی را در همه اشیای اطراف مان ببینیم . نیازی نیست عشق را در خارج از وجودمان جست و جو کنیم. عشق همیشه در درون ماست. این صدای خشمماست که می گوید : این برای من مناسب نیست. من دیگر این را برای زندگی ام نمی خواهم ُ عشق درونی ام خیانت نمی کند. عشق برای تو بهترین ها را می خواهد. عشق شفای زخم هایی است که در طی زندگی حمل میکردی عشق به صدای درونی ات گوش می سپارد چیزی که همواره بهترین راهنمای توست. او کاملا به تو اعتماد دارد . وقتی در جست و جوی آرزویت باشی و خود را با شادی لبریز سازی. شادمانی را به محیط اطرافت هم منتشر خواهی کرد عشق تو را لبریز خواهد ساخت. بنابراین متوجه می شوی که هیچ چیزی را در زندگی از دست نداده ای . عشق تو را به هز پاسخی هدایت می کند. کریستین شیفر پزشکان که هیچ حتی ماموران بازیافت هم از این قلب شکسته قطع امید کرده اند !
![]()
وعلف ها در سبز شدن معنی پیدا میکنند
کوه ها با قله هاو دریاها با موج ها زندگی پیدا میکنند
و انسانه همه ی انسانها با عشق
فقط با عشق
پس بار خدایا بر من رحم کن
بر من که میدانم ناتوانم رحم کن
باشد که خانه ای نداشته باشم
باشد که لباس فاخری بر تن نداشته باشم
باشد که حتی دست و پایی نداشته باشم
اما نباشد
هرگز نباشد . که در قلبم عشق نباشد
هرگز نباشد
(آمین)
![]()



| Design By : Night Skin |
