نـــفـــس پایــــیــــز
شبای بی ستاره
چرا همش باید ذهنم و فکرم مشغول و اعصابم خرد باشه ؟ حیف که اون روزای خوب خیلی زود تموم شدن با یه چشم به هم زدن همشون ویرون شدن
من عاشق این تبلیغم و با دیدنش بی اراده لبخند می زنم !

مي دوني چند وقته دريا رو نديدم ؟
بارو كردني نيست ! به غير از اون 2 روزي كه 2 سال پيش به بابلسر رفته بوديم ، حدود 10 ساله كه رنگ شمال و دريا رو نديدم ! اون همه جنگل هاي سرسبز و كلبه هاي چوبي ! اون همه كلاه هاي حصيري كه از مغازه ها آويزونن ! ......
حسرت خيلي ها رو ميخورم ! حسرت خيلي هايي كه ماهي چندبار به شمال ميرن
دلم براي دريا ، طبيعت مورد علاقه اي من ، چيزي كه خيلي عاشقشم ، به شدت پوسيده !
چشمامو مي بندم !
غرق رويا ميشم
صداي امواج دريا به گوشم ميرسه
شن ها و ماسه هاي پر از صدف رو تصور مي كنم
به 10 سال پيش به زماني كه بچه بودم و كنار دريا تموم صدف ها رو جمع ميكردم ، ميرم !
اون كيسه هايي كه پر بودن از صدف و دستايي شن آلوده با تن و موهايي خيس !
چه دوراني بود ! دوراني كه با خاله خدا بيامرزم به اون سفر رفته بوديم
و حالا پس از گذشت چندين سال ، دلم براي يك دريا و يك دانه صدف تنگ تنگ است ! و بعيد ميدونم يك روز تنهاي تنها كنار اون بشينم و با دريا حرف بزنم ! 
به منم سر بزن
با تبادل لينك موافقق
وبلاگ قشنگ و با حالي داري
و هزار تا كامنت مسخره ديگه
----------------------------------------------
گاهي وقتا دوستان ، آشنايان ، فاميلها با من شوخي هاي قشنگي مي كنن ! شوخي هاي كه گاه مي بيني يكي از آرزوهاته !
تو دلت ميگي كاش اين شوخي قشنگ يه روز جدي بشه ! جدي جدي !
ديشب يكي از دوستان يه شوخيه قشنگي باهام كرد. اولش نفميدم شوخيه ولي بعدش كم كم متوجه شدم
همش دارم خدا خدا ميكنم جدي بشه !
اصلا روزه گرفتن به من نمياد ! و اگر هم بگيرم خدا قبول نميكنه
دخترك سياه تو رو چه به اين كارا !
میرداماد - ایستگاه مترو - صندلی کنار باجه بلیط فروشی - پل هوایی - کوچه روزنامه اطلاعات - تاکسی - ساختمان اسکان - پاساز پایتخت
تموم اینا خاطراتم بود که دیروز همش زنده شد !
Exchange ....exchange money
و با انگشتان دست علامت پول رو نشون میدادن. من میدونستم که معنی money چیه ! اما معنی Exchange رو نمیدونستم. خجالت کشیدم . می خواستم یک جوری کلاس بذارم و به همه ی کسانی که داشتن ما رو تماشا میکردن بفهمونم که منم انگلیسی بلدم و می فهمم . اما ....
خارجی ها با گفتن یک Thank you راهشون رو کشیدن و رفتن و من یهو یاد دیکشنری موبایلم افتادم . سریع موبایلم رو در اوردم تا معنی Exchange رو پیدا کنم :
معاوضه ، مبادله ، تبادل ، رد و بدل ارز ، جای معاملات ارزی و سهامی ، بورس و.......
خدای من !
اونا به دنبال جایی بودن که پولاشون رو به ایرانی تبدیل کنن و شایدم برای کار دیگه . و یا همون صرافی !
باید بهشون می گفتم : تشریف ببرید خیابون جمهوری ! Street Jomhoori
تا اومدم اونا رو راهنمایی کنم دیگه دیر شده بود. اونا از خیابون رد شدن و داخل یه کوچه شدن !
نگهبان ورزشگاه ازم پرسید :
مگه تو دانشجو نیستی ؟ چطور متوجه نشدی که اونا چی میگن ؟
و من چه جوابی داشتم که بدم ؟
خجالت کشیدم از خودم !
و حالا می فهمم که یادگیری زبان انگلیسی چقدر مهم و ضروریه
و این بیگانگان در مورد من چه فکری می کنن ؟
و من این روزها به زبان انگلیسی خیلی علاقه نشان میدهم
ایشالله درد و بلات بخوره تو سر اون خاله ها ! 

| Design By : Night Skin |

