نـــفـــس پایــــیــــز
شبای بی ستاره
الف ) برای رانندگان مترو ب) برای خانوم های خوشکل که جلوی آن بایستند و خود را برانداز کنند.. ج) همین جوری. واسه قشنگی د) هیچ کدام آقای محترم دارم بهت می گم 25 تومان خرد ندارم. الا و بلا باید بهت پول درشت بدم چون بقیش رو بهم پس میدی ؟ مردک این 200 تومن رو قبول کن دیگه...فقط یک بلیت دو سفره بی ارزش خواستماااااا ! امروز (چهارشنبه) حدود 25 دقیقه با موبایلم حرف زدم. هزار و خرده ایی کم شد ! بله . همراه اولی که میگن اینه ! با همراه اول هیچکس پر شارژ نمی ماند ! قبلا خوش تیپ تر بودم.......آینه هم آینه های قدیم... تو این چند روزه که هوا ابریه و کمی بارون میاد شاید خیلی ها خدا خدا می کنن که روز سیزده به در هوا صاف و آفتابی باشه ! من مطمئنم که امسال هم باد و بارون خواهد شد و مثل سالهای قبل سیزده به در ما می شود خنده بازار ...مثل پارسال که تو پارک بسیج طوفان شد و ما زدیم زیر خنده...چون باد تموم بند و بساط مردم رو برد رو هوا و خانومها هم دو دستی روسری و چادرهاشون رو محکم گرفته بودن...منم نیشخند می زدم و ذوق می کردم به این همه خرابکاری های طبیعت ! ( یاد یکی از کلیپ های مایکل جکسون افتادم ، که همش باد و طوفان بود) امسال هم همین طور خواهد شد ... ضد حال بخورید از طبیعت :D یَک باد و طوفانی بیاد که تموم سبزه های گره زده شده ما دخترا ، باز بشه و زغال قلیون آقایون خاموش بشه =))=))=)) آبجی فسقلی رو می فرستیم بره 3 تا رانی بخره...به محض خروجش ، میرم سراغ کامپیوترش ، روشن می کنم و بعد از بالا اومدن ویندوز ، از صفحه دسکتاپش عکس میگیرم..تموم آیکون های روی دسکتاپ رو پاک میکنم (جز سطل آشغالی که پاک نمیشه)...اون عکس دسکتاپ رو میذارم رو بک گراند :دی....حالا آبجی جان هرچی رو آیکان ها کلیک کنه ، هیچی باز نمیشه...آخه عکسه :دی =))=)) فنچول ، آماده باش که یه کلک دیگه هم برات دارم :دی سال تحویل امسال خیلی مسخره بود ! رو صندلی نشسته و منتظر بودیم..شاید منتظر بودیم یه آهنگ شاد ، بوم بومی ، چیزی که آدم بفهمه سال تحویل شده ، بذارن ! چشممون به تلویزیون خیره شده بود و گوش به صدای اذون سپرده بودیم...دقایقی گذاشت..تعجب کردیم. پس چرا سال تحویل نشد ؟ بعد فهمیدم که نخیر. سال تحویلیده و ما چیزی نفهمیدم...بله...سال 88 با اذون تحویل شد و اون چیزی که نوروزهای قدیمی رو به یادمون می اورده و اون آهنگ قدیمی دیری ری ری ری .....نبود ! حس کردم نشستم سر سفره افطار تا سفره هفت سین خیلی خشک و سرد بود ! سالی که نکوست از بهارش پیداست
من دوست ندارم به این مهمونی های الکی و گاهی خشک و خالی عید برم. من همیشه تواین مهمونی ها نقش یک مجسمه رو دارم . و شایدم یک جغد که فقط سر و کله اش رو به این ور و اون ور می چرخونه ،سقف و لوستر ها رو نگاه می کنه ، حرفی نمی زنه و اگه هم بزنه فقط باید به یک سری سوالات که : ها... زهرا رفتی دنبال درست ؟ تو خونه چیکار می کنی ؟...و همین...تو این مهمونی ها فقط باید شاهد حرف زدنهای مامانم باشم و گاهی نگاه های معنی دار یه سری خل و چل به من....منو نبرید مهمونی. من اونجا چیکاره بیدم ؟

من در این کلبه خوشم ،
تو در آن اوج که هستی خوش باش .
من به عشق تو خوشم
تو به عشق هر که هستی خوش باش
| Design By : Night Skin |

